على دوانى

48

سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )

آيا اين تعجب آور نيست كه معلوم نباشد مرقد سيد رضى على التحقيق كجاست تا در كاظمين ضريحى بر آن قرار دهند ، با اين كه كسانى كه شرح حالش را نوشته‌اند تصريح كرده‌اند كه او در كربلا مدفون است ؟ . . . ممكن است در ميان شما - حاضران مجلس - كسى باشد كه بگويد سيد رضى از نظر تاريخى فراموش شده نيست ، اشاره به نام وى در نزد قدما و مؤلفين كتب عربى شده است و در ميان خوارشناسان نيز هستند كسانى كه با نامش در زبان اروپائى آشنا شده باشند . ولى من مىگويم همين مقدار در كجا واقع شده است ؟ در دو مورد : اول در تاريخ سياسى كه از برخورد بين خلفاى فاطمى مصر و خلفاى عباسى عراق سخن به ميان رفته است ، و نقل مىكنند كه سيد رضى در ابياتى از اين كه در ميان دشمنان در بغداد به سر مىبرند ، ولى خليفه‌اى علوى در مصر حكومت دارد كه از تيرهء اوست ، گوشه به حكومت خليفه القادر بالله عباسى زده است . اين ابيات هم داستانى دارد كه ابن ابى الحديد اشاره به آن نموده است ، و چنانچه ربطى به تاريخ سياسى نداشت ، نويسندگان از تعرض به آن هم خوددارى مىكردند . به همين علت نيز تاريخ سياسى از ابيات ديگر سيد رضى خطاب به « القادر بالله » سخن گفته‌اند كه در مقام مفاخرت به خليفه مىگويد جز « خلافت » كه تو آن را قبضه كرده‌اى ، و من دسترسى به آن ندارم ، ميان من و تو فرقى نيست . مورد دومى كه نام سيد رضى در آن آمده است ، آن جاست كه از صحت انتساب « نهج البلاغه » به امير المؤمنين على بن ابي طالب كرّم اللّه وجهه سخن گفته‌اند زيرا بعضى از ناقدين « 18 » در اين باره ترديد كرده‌اند و ترجيح داده‌اند كه نهج البلاغه نوشتهء سيد رضى است . در اينجا مورد ندارد كه پيرامون اين مطلب تحقيق كنم . من در كتاب « النثر الفنّى » و كتاب « وحى بغداد » در باره انتساب نهج البلاغه به امير المؤمنين و اختلاف نظرها اشاره كرده‌ام و ديگر در اينجا تكرار نمىكنم . . . « 19 » در هر صورت اين از اقبال سيد رضى است كه نامش به وسيله ( نهج البلاغه ) با نام على بن ابي طالب مقرون باشد ، و گر نه به من بگوئيد نامه‌ها و رسائل طولانى كه سه مجلد بوده است كجاست كه نمايانگر نام اديبى چون سيد رضى باشد مىگوئيد : تاريخ ادبيات عرب نظر به تشيع

--> ( 18 ) البته مورخين و نويسندگان سنى يا خاورشناسان خارجى ، و گرنه شيعه هيچ شكى ندارد كه نهج البلاغه مجموعه‌اى از گفتار گهربار حضرت امير المؤمنين ( ع ) است كه سيد رضى گرد آورده است . ( 19 ) مأخذ سابق - ص 14 تا 17 - مؤلف در پايان جلد يكم تحت عنوان « نهج البلاغه و شريف » به تفصيل سخن گفته و آن را امانتى ادبى و تاريخى و سياسى كم نظيرى مىداند كه سيد رضى به عنوان خدمتى به سنّت و ادب و سياست و اخلاق تقديم داشته ، و بيشتر آن از امير المؤمنين است ، و به طور قطع واقعيت دارد .